پارت صد و دوازده :

- تو عموش رو دیدی؟!
موهایش را دست می‌کشد و نگاهش کم و بیش سوال دارد.
- چرا این رو می‌پرسی؟
پوفی می‌کشد و به صندلی تکیه می‌زند.
- هیچی... فقط برام سوال بود! حالا می‌شناسی؟
لبش را از بین دندان‌هایش بیرون می‌کشد و با انگشت پوست‌های سفید لبش را می‌کند، حیف آن رژلب یا حیف آن قیطانی‌ها!
- نه... بچه که بودم رابطمون قطع شد.
- چرا؟!
چرا گفتن سریع و یکباره‌ی نیکداد، مشکوکش م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دنیا

    1

    عموی امیرحسین یکی از اون دوتا لاشخورهههه؟؟؟؟؟؟😢😢😣😣😣 همینه انقدر ازش متنفرمممم

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اره متاسفانه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    وای چرا این حد از عاشقانه بودنشون کنار هم بهم حس بدی میده کاش نیکداد دیگه اذییت نشع

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    باید پارتای جدیدو بخونی

    ۲ ماه پیش
  • ساخل

    0

    چرا آترا از امیرحسین حساب میبره اخه باباش که خبر داره چرا بازم میترسه نیکداد هم ادمه انقدر همه اذییتش میکنن الانم امیرحسین میخواد اذییتش بکنه

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    اترا چون همیشه از پدرش حرف شنوی داشته و اخلاق امیزحسینم میدونه میترسه باهاش لجبازی کنه دست خودش میست

    ۲ ماه پیش
  • ساحل

    0

    حس بدی دارم نمیدونم چرا میترسم خواستگاری یه جوری بهم بخوره ابن امیرحسین خیلی ادم غد و یه دنده ایه اینجام ول کن نیست

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امیرحسین به شدت لجباز و کینه‌ایه

    ۲ ماه پیش
  • م

    2

    از این همه قول و قرار احساس بدی دارم،نکنه نفر دوم یونس بوده،نیکداد با دیدنش نابود می شه باز 🥺🙏🏻

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    چی بگم سکوت کنم بهتره هرچی بگم اسپویل میشه🙈پارتا رو بخون

    ۲ ماه پیش
  • م

    2

    باز امیرحسین نکبت دنبالشون بوده یعنی،نمی ذاره به خواستگاریم برسن اینا 😠

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امیرحسین ادم عجیبیه و به شدت کینه‌ایی

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    امیرحسین ادم عجیبیه و به شدت کینه‌ایی

    ۲ ماه پیش
کپی شد!